الهم صل علي محمد وآل محمد
ذكرتعجيل فرج،رمز نجات بشراست،ما برآنيم كه اين ذكر جهانى بشود،اللهم عجل لوليک الفرج...آمين
درباره وبلاگ به نام او که هرچی دارم از اوستسلام به همه دوستانامیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیادخطا پايه موفقيت است و وسيله اي است كه با آن مي توان به موفقيت رسيدموفقيت به معناي بدست آوردن آن چيزي استكه مي خواهيدشادي به معناي خواستن آن چيزي است كه داريدلحظات شادی خدا را ستایش کن لحظات سختی خدا را جستجو کنلحظات دردآور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خداوند را شکر کنزمانيكه دانش يك مرد براي موفقيت كافي استولي تقواي او كافي نيست هر چه را كه او ممكن استبدست آورد دوباره از دست خواهد دادبکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه مي بينيچه زيباست هنگامي که در اوج نشاط و بي نيازيهستي دست به دعا برداريدوست داشتن کساني که دوستمان ميدارندکار بزرگي نيست مهم آن استآنهايي را که ما را دوست ندارند دوست بداريمشاد باشید و زیبایی رو دوست بداریدبه امید ظهور منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين آذر 1388آبان 1388شهریور 1388مرداد 1388تیر 1388اردیبهشت 1388فروردین 1388اسفند 1387بهمن 1387دی 1387آذر 1387مهر 1387شهریور 1387مرداد 1387تیر 1387خرداد 1387اردیبهشت 1387 پروفایل توضیحاتی در مورد خودم آرشيو پيوندها پيوندها رویای عشق********"بهترینم"شهره دختر بهشتی********"عزیزم"عاطفه خلوت شبهای تنهایی*"مهربونم"سوزان رز سیاه**************سمانه يكي بود يكي نبود*********فرزانه فریاد بی صدا************علی كودكان کم توان ذهن*******نگار زندگی حس غریبی است****نیاز تنهاترین عاشق******دل شکسته زندگی و حسرت**********نیلوفر دوستی که تا نداره******همسفر ترنم یه تبسم***********محجوبه سرگرمی و نرم افزار********رضا نرگس تنها********یلدا و ساحل چشمک****************S_A میعادگاه عشق**********مهسا محدثه*****************یوسف من تنها نیستم***********ساناز یگانه عاشق بی همتا*******ویدا اتاق خواب سارا***********سارا بدون تو فقط یه مرده ام*****جوجو مجنون لیلی**************رویا وبلاگ یه پسرخوب***محمدحسین تو را من چشم در راهم*****نیلوفر آسمان آبی************حسین غمکده***************سپیده یک شاخه گل رز**********زهرا ساز دهنــي*************علی شعرهای برگزیده********نسیمه یاد روزای قشنگم******از یاد رفته عشق واقعی؟***********الیاس یک فنجان چای داغ********آذرباد انتظار من**************فاطمه تنهایی*****************ترانه چشمه عشق******کریم فرزادفر نجوای دوستی***********نورالله رئال مادرید**************مریم دنیای منی پرسپولیس***حوری ناز *******تنهاترین سکوت******* فقط برای تو*************محمد این جمعه هم سپري شد****امین در حسرت دیدار**********شبنم نیلوفر آبی**************سپیده ********نهج البلاغه********* *******استخاره با قرآن******* عشق************مریم و نرگس واژه رنگ زندگی است******پریسا دختر آفتاب****************آتنا هئیت فدائیان اسلام کرمانشاه عاشقانه*****************آریا سایــه لبخند تــو *******م ح م د ********علیرضا و ملیکا******* من و ...****************مریم پیام آور خوشبختی**********لیلا فراموش میکنم برای....****فاطمه جاده ی عشق**********سوگل رویای عشق**************نگار دلنوشته خاطرات عکس**آرزو پارسا جمله هایی از بزرگان********میم فقط خدا***************سوگند شمع بی پروانه*********ابراهیم Partinevesht*************امید زندگی زیباست***********الهام بلاگ شرقی*************آرش ترنم*******************میثم زندگی زیباست***********بهروز یه بچه+شیعه عاشق ائمه***علی زندگی زیباست***********صدف نیایش***ف -شهابی(نازنين زهرا) دلتنگي من********تنهای روزگار سایه*****************باران خلوت پس کوچه های تو***روزگار ما ز بالاییم و بالا می رویم ***آزاده حرم دل********زائر دل شکسته دختری با وفا***********فاطمه عاشق امام رضا***** امیرحسین حس زندگی ***********سمیه دایرکتوری جامع*********شهاب سکوتم از رضایت نیست**احمدرضا اللهم عجل لولیک الفرج****آسنات دنیای مد و زیبایی*******سمانه ...********************آتنا آلما*******************آلما من وتنهایی وسکوت*******لیلا کلبه دوستی**********حدیث راز هایی از قلب خستم *تنهاترین دختری از نسل ستاره ها***اوینا ندای خاموش***********امین LoVE Never Dies********مینا فرشته ها می گریند**2angelical وبلاگ یوزارسیف********اشکان .........Dream until your dream نماز رمز ارتباط باخدا*****محسن شمع بی پروانه********ابراهیم سفر به آرزوها؟!********محمد بدون شرح*************آروین نشمیل خود پیدا*******نشمیل در خلوت هم تنها نیستیم****طاها اگر عاشق دوستاتی**PAT&MAT اطلاعات عمومي********شاهرخ ***هیئت محبان المهدی عج*** لحظه ی خدایی*********الهام فریاد خاموش***********انتظار تو نیلوفر شدی،من اشک مرداب استاد افتخاری**********جواد رازهای قلب خستم*****تنهاترین مشاوره و روانشناسی**ح_برومند سایه ی دوست*********هدی یاران حسین عیله السلام**پارسا مروارید پنهان***********نگین یاس کبود*********لیلا سادات سیب سرخ*************مونا یوسف نرگس*********سهیلا بسم الله الرحمن الرحیم**عرفان در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست ****پله پله تا ملاقات خدا**** آتشفشان خاموش*****حدیث بی نهایت شب********فرهاد دلی به رنگ خدا********زیتون پنج وارونه************فائقه انتظار 1989********یه منتظر لذت یک ارتباط********حسین گذرگاه موفقیت*علی و هدف موفقیت یادگاری های ماه مبارک رمضان*زمرد دوباره دل هوای با تو بودن کرده *دو عاشق نازنین تولدت مبارک****kiyana سنگ صبورم خداست**فاطمه امام زمان (عج)*******میلاد گفته های دل تنگم***اسیر سرنوشت شکستم اما هنوز منتظرتم***یه منتظر احمدی نژاد مرد خدا****علی ستاره هشتم(آستان قدس رضوی)*پیچک خلوت دل***********حمید قلب های بی ریا*****سمیرا رسم انتظار**********یگانه دل آرام گیرد با یاد خدا****بی نشان سمر***************پری تموم زندگیم مال حسینه*****سعید ×...کلیک...×*******مهدی ***اینجا دلم برای خدا تنگ میشود*** هرچه باحجاب تر نایاب تر*محمد در به در************ابراهیم طعم خیس اندوه*******حمید تا خدا راهی نیست**معلم صفر کیلومتر مطرب عشق(کربلایی)**خاکی(مهدی) انتظار زمین***********ریحانه روز را خورشید می سازد*فاطمه ***عاشقانه دوستت دارم*** افسانه ی ناتمام******افسون گوگولی مگولی*******عاطفه من + تو = 0**********توکا زندگی سفید**********صبا مذهبی*************بهنام باران***************سارا ساقی***********Bمعرفت Best world for us****سمن روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران زیباترین وجالبترین عکسها ونوشته ها من و تنهایی*******مهسان بردگی دارد درد********رها *دل های آسمونی،چشمای بارونی* هیچ وقت فراموشم نکن *سما من و دل نوشته هام*پرستار عاشق خلوت من**********مسعود بسم رب الرمضان*****وروجک اتل متل عشق و خون**حسین قالب وبلاگ و قالب بلاگفا **سیامک *ما بی خیال حرمت مادر نمی شویم* آشیانــــی از حریــــــــر***آمنه شیعه اثنی عشری**سید امیر جزیره تنهایی من*یه عاشق یه دیونه دیگه تنهام************تنها دلنوشته های حانی** honey تنهاتر از خدا*****یک فهمیده سرنوشت و من و چشمهایت**شیما آرامش*************حمید و اين منم *********سولماز قلب هاي درخشان***فاطمه 9ساله پسر شجاع*********حسن شکننده ترین سکوت فریاد****نجمه زندگی زیباست******مرضیه کلبه صمیمی*******سجاد سکوت غریبانه ی من*"عزیزم"عاطفه آسمانی ترین *****سپیدار s دوستت دارم******هانی سفر*************سها **یا فاطمه زهرا سلام الله علیها** از شیر مرغ تا جون آدمیزاد***مازيار عاشقانه ها******مرتضي آمار و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب - دل نوشته های حسینی , در سپیده دم غیرت، "خون" که ـ با اباعبدالله (ع) ـ !به دنیا آمده، حساب زمین به هم خورد : معادله جهان چیز دیگری شد سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ جایِ این پا و آن پا کردن، بی خیالی، و بی حالیِ مرگ را :گرفت. و این شد معیار تعریف، برای زندگی قِف دونَ رَأیکَ، فی الحَیاة ، مُجاهداً. اِنّ الحَیاةَ، عقیدةٌ وَ " جهادٌ" بر سر رأی خویش، رزمنده و پای بر جا،بمان که حیات هیچ نیست، مگر عقیده و جهاد! و معیار تازه ای برای"پاسداری" از حیثیت خون که یعنی : ذهن کربلایی داشتن؛ حرفِ عاشورایی زدن؛ و از میان رنگ ها، "سرخ" را !....به رسمیت شناختن .قرار قبلی شیطان، ترس بود و زبونی و زردی . امّا پای"خونِ حسین" که به میان آمد،همه چیز، دگرگون شد همین که، تا دیروز، قابل اعتنا نبود و حرکت و هویّت "!نداشت؛ امروز، شد "خون خدا یکباره، از خاک به خدا رسید. همین خون خاکی، شد .خونِ خدا؛ موج برداشت، شکفت، بالید و بلند شد .آسمان آمد، به تماشای زمین !و کائنات غرق شد: غرق در حیثیّت خون ،پیش از این، محراب پدر، قتلگاه بود! و اکنون !قتلگاهِ پسر، محراب روایت محرم، شهید مرتضی آوینی .حسین بیشتر از آب ،تشنه لبیک بود اما افسوس که بجای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را .بی آبی معرفی کردند |لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه 1388/09/29 ساعت 19:34 توسط حسین سروری | تو رازي و ما راز پرده،اندكي كنار رفت و هزار راز روي زمين ريخت. رازي به اسم درخت،رازي به اسم پرنده،رازي به اسم انسان.رازي به اسم هر چه كه ميداني. و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد. و آدمي اين سوي پرده ماندبا بهتي عظيم به نام زندگي،كه هر سنگريزهاش به رازي آغشته بود و از هر لحظهاي رازي ميچكيد. در اين سوي رازناك پرده،آدميان سه دسته شدند. گروهي گفتند:هرگز رازي نبوده، هرگز رازي نيست و رازها را ناديده انگاشتند و پشت به راز و زندگي زيستند.خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت. و گروهي ديگر گفتند:رازي هست،اما عقل و توان نيز هست. ما رازها را ميگشاييم؛و مغرورانه رفتند تا گره راز و زندگي را بگشايند. خدا گفت:توفيق با شما باد،به پاس تلاشتان پاداش خواهيد گرفت. اما بترسيد كه درگشودن همان راز نخستين وابمانيد. و گروه سوم اما،سرمايهاي جز حيرت نداشتند و گفتند: در پس هر راز، رازي است و در دل هر راز، رازي. جهان راز است و تو رازي و ما راز.تو بگو كه چه بايد كرد و چگونه بايد رفت. خدا گفت: نام شما را مؤمن ميگذارم،خود، شما را راه خواهم برد. دستتان را به من بدهيد.آنها دستشان را به خدا دادند و خدا آنان را از لابهلاي رازها عبور داد و در هر عبور رازي گشوده شد. و روزي فرشتهاي در دفتر خود نوشت: زندگي به پايان رسيد. و نام گروه نخست از دفتر آدميان خط خورد، گروه دوم در گشودن راز اولين واماند.و تنها آنان كه دست در دست خدا دادند از هستي رازناك به سلامت گذشتند. |لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/18 ساعت 0:49 توسط حسین سروری | ای کاش... ...ای کاش جای خالی را پر کن |لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/12 ساعت 19:56 توسط حسین سروری | قطاري به مقصد خدا مي رفت قطاري به مقصد خدا مي رفت لحظه اي در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت مقصد ما خداست. کيست که با ما سفر کند؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن؟ قرن ها گذشت اما از بي شمار آدميان جز اندکي بر آن قطارسوار نشدند از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود در هر ايستگاه که قطار مي ايستاد کسي کم مي شد قطار مي گذشت و سبک مي شد. زيرا سبکي قانون راه خداست قطاري که به مقصد خدا مي رفت به ايستگاه بهشت رسيد پيامبر گفت : اينجا بهشت است مسافران بهشتي پياده شوند اما اينجا ايستگاه آخرين نيست مسافراني که پياده شدند.بهشتي شدند امااندکي، باز هم ماندند. قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت درود بر شما ، راز من همين بود آن که مرا مي خواهد، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري |لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/05 ساعت 23:10 توسط حسین سروری | صبح بي تو صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو اما خاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد خواستم از رنجش دوري بگويم يادم آمد عشق با آزار خويشاوندي ديرينه دارد روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرم اي خوش آن دستي که رنگ آبرو از پينه دارد در هواي عاشقان پر مي کشد با بيقراري آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد |لينك مطلب| نوشته شده در شنبه 1388/08/23 ساعت 13:51 توسط حسین سروری | دوست واقعی کیست؟ دوست واقعی:اگر با او تماس بگیرید نگران حالتان می شوددوست معمولی:مایل است در مورد مشکلاتش با شما صحبت کندولیدوست واقعی:برای رفع مشکلاتتان آغوش باز می کند وبیاری تان می شتابددوست معمولی:قادر نیست وقتی عاشق می شوید همراهتان بال بگشایدولیدوست واقعی :برای شما بسان بالی برای عشق می شوددوست معمولی:در کنار شما احساس همدلی نمی کندولیدوست واقعی:بدون آنکه حرفی بزنید،درکتان می کنددوست معمولی:وقتی با او اختلاف نظر پیدا می کنید ارتباط دوستانه را تمام شده تلقی می کندولیدوست واقعی:می داند که هیچ اختلافی نمی تواند شما را از یکدیگر جدا کنددوست معمولی:درد دلتان می شنود و می رودولیدوست واقعی:تا زمانی سبک نشوید شما را به حال خود رها نمی کند دوست آن باشد که گيرد دست دوست در پريشانحالي و درماندگيقدر دوست واقعی خود را بدانید تقدیم به دوست واقعی خودم"شهره" |لينك مطلب| نوشته شده در جمعه 1388/08/15 ساعت 19:8 توسط حسین سروری |
درباره وبلاگ
به نام او که هرچی دارم از اوستسلام به همه دوستانامیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیادخطا پايه موفقيت است و وسيله اي است كه با آن مي توان به موفقيت رسيدموفقيت به معناي بدست آوردن آن چيزي استكه مي خواهيدشادي به معناي خواستن آن چيزي است كه داريدلحظات شادی خدا را ستایش کن لحظات سختی خدا را جستجو کنلحظات دردآور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خداوند را شکر کنزمانيكه دانش يك مرد براي موفقيت كافي استولي تقواي او كافي نيست هر چه را كه او ممكن استبدست آورد دوباره از دست خواهد دادبکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه مي بينيچه زيباست هنگامي که در اوج نشاط و بي نيازيهستي دست به دعا برداريدوست داشتن کساني که دوستمان ميدارندکار بزرگي نيست مهم آن استآنهايي را که ما را دوست ندارند دوست بداريمشاد باشید و زیبایی رو دوست بداریدبه امید ظهور
منو اصلي
صفحه نخست
پروفایل
پيوندها
در سپیده دم غیرت، "خون" که ـ با اباعبدالله (ع) ـ !به دنیا آمده، حساب زمین به هم خورد : معادله جهان چیز دیگری شد سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ جایِ این پا و آن پا کردن، بی خیالی، و بی حالیِ مرگ را :گرفت. و این شد معیار تعریف، برای زندگی قِف دونَ رَأیکَ، فی الحَیاة ، مُجاهداً. اِنّ الحَیاةَ، عقیدةٌ وَ " جهادٌ" بر سر رأی خویش، رزمنده و پای بر جا،بمان که حیات هیچ نیست، مگر عقیده و جهاد! و معیار تازه ای برای"پاسداری" از حیثیت خون که یعنی : ذهن کربلایی داشتن؛ حرفِ عاشورایی زدن؛ و از میان رنگ ها، "سرخ" را !....به رسمیت شناختن .قرار قبلی شیطان، ترس بود و زبونی و زردی . امّا پای"خونِ حسین" که به میان آمد،همه چیز، دگرگون شد همین که، تا دیروز، قابل اعتنا نبود و حرکت و هویّت "!نداشت؛ امروز، شد "خون خدا یکباره، از خاک به خدا رسید. همین خون خاکی، شد .خونِ خدا؛ موج برداشت، شکفت، بالید و بلند شد .آسمان آمد، به تماشای زمین !و کائنات غرق شد: غرق در حیثیّت خون ،پیش از این، محراب پدر، قتلگاه بود! و اکنون !قتلگاهِ پسر، محراب روایت محرم، شهید مرتضی آوینی
!به دنیا آمده، حساب زمین به هم خورد
: معادله جهان چیز دیگری شد
سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ
جایِ این پا و آن پا کردن، بی خیالی، و بی حالیِ مرگ را
:گرفت. و این شد معیار تعریف، برای زندگی
قِف دونَ رَأیکَ، فی الحَیاة ، مُجاهداً. اِنّ الحَیاةَ، عقیدةٌ وَ "
جهادٌ" بر سر رأی خویش، رزمنده و پای بر جا،بمان که
حیات هیچ نیست، مگر عقیده و جهاد! و معیار تازه ای
برای"پاسداری" از حیثیت خون که یعنی : ذهن کربلایی
داشتن؛ حرفِ عاشورایی زدن؛ و از میان رنگ ها، "سرخ" را
!....به رسمیت شناختن
.قرار قبلی شیطان، ترس بود و زبونی و زردی
. امّا پای"خونِ حسین" که به میان آمد،همه چیز، دگرگون شد
همین که، تا دیروز، قابل اعتنا نبود و حرکت و هویّت
"!نداشت؛ امروز، شد "خون خدا
یکباره، از خاک به خدا رسید. همین خون خاکی، شد
.خونِ خدا؛ موج برداشت، شکفت، بالید و بلند شد
.آسمان آمد، به تماشای زمین
!و کائنات غرق شد: غرق در حیثیّت خون
،پیش از این، محراب پدر، قتلگاه بود! و اکنون
!قتلگاهِ پسر، محراب
روایت محرم، شهید مرتضی آوینی
.حسین بیشتر از آب ،تشنه لبیک بود
اما افسوس که بجای افکارش زخم های تنش
را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را
.بی آبی معرفی کردند
|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه 1388/09/29 ساعت 19:34 توسط حسین سروری |
پرده،اندكي كنار رفت و هزار راز روي زمين ريخت. رازي به اسم درخت،رازي به اسم پرنده،رازي به اسم انسان.رازي به اسم هر چه كه ميداني. و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد. و آدمي اين سوي پرده ماندبا بهتي عظيم به نام زندگي،كه هر سنگريزهاش به رازي آغشته بود و از هر لحظهاي رازي ميچكيد. در اين سوي رازناك پرده،آدميان سه دسته شدند. گروهي گفتند:هرگز رازي نبوده، هرگز رازي نيست و رازها را ناديده انگاشتند و پشت به راز و زندگي زيستند.خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت. و گروهي ديگر گفتند:رازي هست،اما عقل و توان نيز هست. ما رازها را ميگشاييم؛و مغرورانه رفتند تا گره راز و زندگي را بگشايند. خدا گفت:توفيق با شما باد،به پاس تلاشتان پاداش خواهيد گرفت. اما بترسيد كه درگشودن همان راز نخستين وابمانيد. و گروه سوم اما،سرمايهاي جز حيرت نداشتند و گفتند: در پس هر راز، رازي است و در دل هر راز، رازي. جهان راز است و تو رازي و ما راز.تو بگو كه چه بايد كرد و چگونه بايد رفت. خدا گفت: نام شما را مؤمن ميگذارم،خود، شما را راه خواهم برد. دستتان را به من بدهيد.آنها دستشان را به خدا دادند و خدا آنان را از لابهلاي رازها عبور داد و در هر عبور رازي گشوده شد. و روزي فرشتهاي در دفتر خود نوشت: زندگي به پايان رسيد. و نام گروه نخست از دفتر آدميان خط خورد، گروه دوم در گشودن راز اولين واماند.و تنها آنان كه دست در دست خدا دادند از هستي رازناك به سلامت گذشتند.
پرده،اندكي كنار رفت و هزار راز روي زمين ريخت.
رازي به اسم درخت،رازي به اسم پرنده،رازي به اسم
انسان.رازي به اسم هر چه كه ميداني.
و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد.
و آدمي اين سوي پرده ماندبا بهتي عظيم به نام زندگي،كه هر سنگريزهاش
به رازي آغشته بود و از هر لحظهاي رازي ميچكيد.
در اين سوي رازناك پرده،آدميان سه دسته شدند.
گروهي گفتند:هرگز رازي نبوده،
هرگز رازي نيست و رازها را ناديده انگاشتند
و پشت به راز و زندگي زيستند.خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت.
و گروهي ديگر گفتند:رازي هست،اما عقل و توان نيز هست.
ما رازها را ميگشاييم؛و مغرورانه رفتند تا گره راز و زندگي را بگشايند.
خدا گفت:توفيق با شما باد،به پاس تلاشتان پاداش خواهيد گرفت.
اما بترسيد كه درگشودن همان راز نخستين وابمانيد.
و گروه سوم اما،سرمايهاي جز حيرت نداشتند و گفتند:
در پس هر راز، رازي است و در دل هر راز، رازي.
جهان راز است و تو رازي و ما راز.تو بگو كه چه بايد كرد و چگونه بايد رفت.
خدا گفت: نام شما را مؤمن ميگذارم،خود، شما را راه خواهم برد.
دستتان را به من بدهيد.آنها دستشان را به خدا دادند
و خدا آنان را از لابهلاي رازها عبور داد و در هر عبور رازي گشوده شد.
و روزي فرشتهاي در دفتر خود نوشت: زندگي به پايان رسيد.
و نام گروه نخست از دفتر آدميان خط خورد،
گروه دوم در گشودن راز اولين واماند.و تنها آنان كه دست در دست خدا دادند
از هستي رازناك به سلامت گذشتند.
|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/18 ساعت 0:49 توسط حسین سروری |
...ای کاش جای خالی را پر کن
جای خالی را پر کن
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/12 ساعت 19:56 توسط حسین سروری |
قطاري به مقصد خدا مي رفت لحظه اي در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت مقصد ما خداست. کيست که با ما سفر کند؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن؟ قرن ها گذشت اما از بي شمار آدميان جز اندکي بر آن قطارسوار نشدند از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود در هر ايستگاه که قطار مي ايستاد کسي کم مي شد قطار مي گذشت و سبک مي شد. زيرا سبکي قانون راه خداست قطاري که به مقصد خدا مي رفت به ايستگاه بهشت رسيد پيامبر گفت : اينجا بهشت است مسافران بهشتي پياده شوند اما اينجا ايستگاه آخرين نيست مسافراني که پياده شدند.بهشتي شدند امااندکي، باز هم ماندند. قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت درود بر شما ، راز من همين بود آن که مرا مي خواهد، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري
قطاري به مقصد خدا مي رفت
لحظه اي در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت
مقصد ما خداست. کيست که با ما سفر کند؟
کيست که رنج و عشق توامان بخواهد؟
کيست که باور کند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن؟
قرن ها گذشت اما از بي شمار آدميان جز اندکي بر آن قطارسوار نشدند
از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود
در هر ايستگاه که قطار مي ايستاد کسي کم مي شد
قطار مي گذشت و سبک مي شد. زيرا سبکي قانون راه خداست
قطاري که به مقصد خدا مي رفت به ايستگاه بهشت رسيد
پيامبر گفت : اينجا بهشت است
مسافران بهشتي پياده شوند
اما اينجا ايستگاه آخرين نيست
مسافراني که پياده شدند.بهشتي شدند
امااندکي، باز هم ماندند. قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت
درود بر شما ، راز من همين بود
آن که مرا مي خواهد، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد
و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/05 ساعت 23:10 توسط حسین سروری |
صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو اما خاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد خواستم از رنجش دوري بگويم يادم آمد عشق با آزار خويشاوندي ديرينه دارد روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرم اي خوش آن دستي که رنگ آبرو از پينه دارد در هواي عاشقان پر مي کشد با بيقراري آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد
بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد
بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي
عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد
جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو اما
خاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم يادم آمد
عشق با آزار خويشاوندي ديرينه دارد
روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرم
اي خوش آن دستي که رنگ آبرو از پينه دارد
در هواي عاشقان پر مي کشد با بيقراري
آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد
آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد
|لينك مطلب| نوشته شده در شنبه 1388/08/23 ساعت 13:51 توسط حسین سروری |
دوست واقعی:اگر با او تماس بگیرید نگران حالتان می شوددوست معمولی:مایل است در مورد مشکلاتش با شما صحبت کندولیدوست واقعی:برای رفع مشکلاتتان آغوش باز می کند وبیاری تان می شتابددوست معمولی:قادر نیست وقتی عاشق می شوید همراهتان بال بگشایدولیدوست واقعی :برای شما بسان بالی برای عشق می شوددوست معمولی:در کنار شما احساس همدلی نمی کندولیدوست واقعی:بدون آنکه حرفی بزنید،درکتان می کنددوست معمولی:وقتی با او اختلاف نظر پیدا می کنید ارتباط دوستانه را تمام شده تلقی می کندولیدوست واقعی:می داند که هیچ اختلافی نمی تواند شما را از یکدیگر جدا کنددوست معمولی:درد دلتان می شنود و می رودولیدوست واقعی:تا زمانی سبک نشوید شما را به حال خود رها نمی کند دوست آن باشد که گيرد دست دوست در پريشانحالي و درماندگيقدر دوست واقعی خود را بدانید تقدیم به دوست واقعی خودم"شهره"
|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه 1388/08/15 ساعت 19:8 توسط حسین سروری |